پایگاه جامع اطلاع رسانی امام حسن مجتبی علیه السلام

امروز : سه شنبه
۲۹. آبان ۱۳۹۷
10. ربيع‌الاول 1440
19. دسامبر 2018

این معجزه خواندنی است

نامه الکترونیک چاپ PDF
امتیاز کاربر: / 12
بدخوب 

 سلمان مي‏گويد: روزي شخص عربي بنام صمصام، به قصد زيارت پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم وارد مدينه شد، به او گفتند: پيامبر از دنيا رفت، از وصي او سئوال کرد، گفتند: در مسجد در بالاي منبر است.چون وارد مسجد گرديد ديد ابوبکر در بالاي منبر قرار گرفته است از او پرسيد تو وصي پيامبر مي‏باشي گفت: آري فرمود: ديون و وعده‏هاي پيامبر را تو وفا مي‏کني گفت: آري، فرمود من شخص فقيري از طائفه بني‏سليم مي‏باشم و در ميان آن قبيله از من فقيرتر کسي نيست در زمان پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم وارد مدينه شدم و سوسماري در آستين خود پنهان کرده بودم و از ميان آستين در ميان مسجد انداختم و اظهار کردم اگر تو پيامبر خدايي امر کن تا اين سوسمار شهادت به پيامبري تو بدهد، ناگاه آن جناب سوسمار را صدا زد و آن سوسمار آمد در مقابل منبر آن حضرت ايستاد و به کلمات فصيحه شهادت به پيامبري آن جناب داد، من هم گفتم در شعور و ادراک نبايد عقب‏تر از سوسمار باشم و مسلمان گشتم و حضرت به من احسان فراوان نمود و به من وعده دادند اگر برگردم و تمام قبيله‏ي خود را مسلمان نمايم آن جناب هشتاد ناقه‏ي سرخ‏موي سياه‏چشم، به يک قد و ميزان به من مرحمت فرمايد.


من پس از آنکه به قبيله‏ي خود برگشتم، زحمت‏هاي فراوان کشيدم و قضيه سوسمار و ساير معجزات آن حضرت را براي آنها نقل کردم تا همه مسلمان شدند و اکنون که به مدينه آمده‏ام تا پيامبر به وعده‏ي خود وفا بنمايد، اکنون آن حضرت از دنيا رفته است و اگر تو خليفه پيامبر مي‏باشي، بايد به وعده آن حضرت وفا نمايي والا چرا ادعاي باطل مي‏کني و مردم مسلمان را گمراه مي‏گرداني؟ ابوبکر گفت: اي مرد آيا از پيامبر در اين ادعا که مي‏کني شاهد گرفته‏اي، صمصام گفت: مگر من پيامبر را دروغگو مي‏دانستم که شاهد براي خود بگيرم، ابوبکر عاجز ماند رو به عمر کرد که چه بايد کرد؟ عمر ديد ابدا از براي آنها تهيه کردن هشتاد شتر به اين وصف ممکن نيست؛ لذا با آن مرد عرب تندي نمود که چنين وعده‏اي را ابدا پيامبر به تو نداده، زيرا از عهده او هم خارج بوده هشتاد ناقه به اين وصف از براي تو تهيه نمايد و چرا خليفه پيامبر، ابوبکر را به زحمت انداخته‏اي؟ سپس دستور داد تا اينکه صمصام را از مسجد بيرون نمودند. صمصام با چشم گريان در کوچه‏هاي مدينه گردش مي‏کرد و مي‏گفت: اين وصي رسول الله، يعني وصي پيامبر کجا است؟ که مردم را از گمراهي و ضلالت دستگيري نمايد.
سلمان به او برخورد نمود و به او فرمود: بيا تا تو را حضور وصي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم ببرم و او را حضور علي عليه‏السلام آورد، چون چشم حضرت بر او افتاد، فرمودند: صمصام آيا تمام قبيله‏ي خود را مسلمان کرده‏اي که اکنون در پي وفا وعده‏اي که پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم به تو داده آمده‏اي؟ عرض کرد: آري، به خدا قسم تو وصي پيامبري، حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام به فرزند خود حضرت امام حسن مجتبي عليه‏السلام فرمود: با سلمان و اين مرد عرب در فلان وادي در کنار آن سنگ عظيمي که در آن صحرا است برو و بگو: يا صالح، چون جواب تو را داد، بگو: پدرم علي مي‏گويد: آن هشتاد ناقه‏اي که خداوند در تو به وديعه گذاشته که به وعده‏ي پيامبر وفا شود تحويل بده.
چون حضرت امام حسن عليه‏السلام با سلمان و صمصام در کنار آن کوه آمدند و حضرت امام
حسن عليه‏السلام پيغام پدر را رسانيد، صدايي بلند شد: «سمعا و طاعة» و از سنگ صيحه‏اي بلند شد و شکافي پيدا نمود و از آن مهار ناقه‏اي بيرون آمد حضرت امام حسن عليه‏السلام آن مهار را گرفت و بدست صمصام داد چون آن مهار را کشيد هشتاد ناقه به وصفي که آن مرد عرب مي‏خواست بيرون آمد، ناقه‏ها را برداشت و به طرف قبيله‏ي خود رهسپار گشت و مدح علي را مي‏نمود و مي‏گفت: اي مردم گمراه نشويد، وصي پيامبر، علي مي‏باشد. [1] .

 

 

منوی اصلی

خورشید انقلاب

پیام نوروزى به مناسبت آغاز سال 1394
متن کامل سخنان مقام معظم رهبری


 اگر کسى تصور کند که ... حتّى یک لحظه در ذهن خودم خطور مى‌دادم که این مسؤولیت به من متوجه خواهد شد، قطعاً اشتباه کرده است. 
فرمایشات معظم له درباره ی منصب رهبری


در زمان امام(ره) می‏دیدیم که ایشان مطلبی را می‏فرمودند، اما در مجلس همه به آن رأی نمی‏دادند؛ نمی‏شود گفت اینها ضدّ ولایت فقیه‏اند.
متن کامل سخنان مقام معظم رهبری


 بیش از چهل جلسه ی تفسیر قرآن از زبان مقام معظم رهبری  
برای دسترسی به تفسیر قرآن معظم له کلیک کنید


 

پایگاه علمای شیعه

کاربران آنلاین

 34 مهمان حاضر